العلامة المجلسي
92
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
افطار كردم [ و ] « 1 » نزديك « 2 » نرجس خوابيدم ودر هر ساعت از أو خبر ميگرفتم وأو به حال خود خوابيده بود وهر ساعت حيرتم زيادة مىشد ودر اين شب پيش از شبهاى ديگر به نماز تهجّد برخاستم ونماز شب ادا كردم وچون به نماز وتر رسيدم نرجس [ بر ] « 3 » جست ووضو ساخت ونماز شب بجا آورد . چون نظر كردم صبح كاذب طلوع كرده بود ، نزديك شد كه در دلم شكّى پديد آيد از وعده [ اى ] كه حضرت فرموده بود ، ناگاه حضرت امام حسن عليه السّلام از حجرهء خود صدا زدند كه شكّ مكن كه وقتش رسيده است ! در اين حال در نرجس اضطرابى مشاهده كردم ، أو را دربرگرفتم ونام « 4 » الهى بر أو خواندم . حضرت آواز دادند كه سوره ( إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ) « 5 » بر أو بخوان ! پس از أو پرسيدم كه چه حال دارى ؟ گفت ظاهر شد اثر آنچه مولايم فرموده . پس من شروع كردم به خواندن سورهء ( إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ) شنيدم كه آن طفل در شكم با من همراهى مىكرد در خواندن وبر من سلام كرد ، من ترسيدم حضرت صدا زدند كه تعجّب مكن از قدرت الهى كه حق تعالى خردان ما را به حكمت گويا ميگرداند وما را در بزرگى حجّت خود ساخته در زمين . پس چون كلام حضرت امام عليه السّلام تمام شد « 6 » نرجس از ديدهء من غايب شد ، گويا پرده [ اى ] ميان من وأو حائل گرديد ، پس دويدم به سوى حضرت امام حسن عليه السّلام فريادكنان . فرمود كه برگرد اى عمّه كه أو را در جاى خود خواهى ديد ! چون برگشتم پرده گشوده شد ودر نرجس نوري مشاهده كردم كه
--> ( 1 ) . زيادة از نسخه ( م ) و ( ع ) . ( 2 ) . در نسخهء ( م ) و ( ع ) : نزد . ( 3 ) . زيادة از نسخهء ( آ ) . ( 4 ) . در نسخهء ( ع ) : اسم . ( 5 ) . قدر : 1 . ( 6 ) . در أصل مصدر : پس هنوز كلامش تمام نشده بود .